کارشناس سیاسی در گفتگوبا«صبحفردیس» گفت:
هوش مصنوعی؛ اهرم جدید قدرت در جنگ روایتها
کارشناس سیاسی و تحلیلگر، گفت: هوش مصنوعی با تأثیرگذاری بر افکار عمومی و توانایی تولید روایتهای جعلی، به یکی از مؤلفههای جدید اقتدار ملی تبدیل شده است.
زهرا علیبخشیزاده، در گفتگو با خبرنگار سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «صبح فردیس» با اشاره به نقش روزافزون هوش مصنوعی در معادلات امنیت ملی و حکمرانی، اظهار کرد: در گذشته مؤلفههای قدرت یک کشور بیشتر بر پایه توان اقتصادی، موشکی و سامانههای دفاعی تعریف میشد، اما امروز در کنار این مؤلفهها، توانایی اقناع افکار عمومی نیز به یکی از عناصر مهم قدرت سیاسی تبدیل شده است.
کارشناس سیاسی و تحلیلگر، ادامه داد: امروز این پرسش اهمیت دارد که یک نظام سیاسی تا چه اندازه توانایی اقناع مردم خود را دارد و میتواند در مواجهه با یک رویداد یا بحران، افکار عمومی را با واقعیتها همراه کند. در این میان، هوش مصنوعی با الگوریتمهای یادگیری و توانایی تحلیل حجم گستردهای از دادههای اجتماعی، میتواند به ابزاری مهم در تولید قدرت برای نظامهای سیاسی تبدیل شود.
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به کاربردهای مخرب هوش مصنوعی در جنگ روایتها گفت: یکی از مهمترین تهدیدها، استفاده از فناوریهایی مانند «دیپفیک» است؛ فناوریای که میتواند تصویری کاملاً واقعی از یک فرد در صحنهای تولید کند که اساساً در آن حضور نداشته است یا جملاتی را با چهره و صدای یک مقام منتشر کند که او هرگز بیان نکرده است.
علیبخشیزاده ادامه داد: کافی است چهره و صدای یک فرد در اختیار هوش مصنوعی قرار گیرد تا این فناوری بتواند او را در موقعیتی بازسازی کند که هرگز در آن حضور نداشته و حتی سخنانی را از زبان او مطرح کند که هیچگاه بیان نشده است. چنین قابلیتی میتواند مرز میان حقیقت و دروغ را برای افکار عمومی کمرنگ کند.
وی با بیان اینکه هوش مصنوعی میتواند از طریق رباتها و جریانهای سازمانیافته در فضای مجازی به افکار عمومی جهت دهد، تصریح کرد: در جنگ روایتها، هدف صرفاً انتشار یک خبر جعلی نیست؛ بلکه هدف نهایی میتواند ایجاد تصویری از یک «دولت فرومانده» باشد؛ دولتی که در اینجا صرفاً به معنای قوه مجریه نیست، بلکه منظور یک سیستم سیاسی است که مردم آن را ناتوان از اقناع، حل مسائل و تأمین نیازهای اولیه جامعه تصور میکنند.
این کارشناس سیاسی، «اقناع» را یکی از مؤلفههای مهم قدرت در شرایط کنونی دانست و گفت: زمانی که مرز میان حقیقت و دروغ کمرنگ شود، دو اتفاق مهم رخ میدهد؛ نخست اینکه محاسبات دشمن دچار اختلال میشود و دوم اینکه سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی در داخل کشور هدف قرار میگیرد.
علیبخشیزاده توضیح داد: دشمن پیش از هرگونه اقدام نظامی، یک محاسبه سرد و منطقی انجام میدهد و بررسی میکند که آیا کشور مقابل توان پاسخگویی دارد یا از درون دچار فروپاشی و گسست شده است. هوش مصنوعی و جنگ شناختی میتوانند با ایجاد تصویری جعلی از وضعیت جامعه، این محاسبات را تحت تأثیر قرار دهند.
وی افزود: از سوی دیگر، همین روایتسازی میتواند افکار عمومی داخل کشور را نیز تحت تأثیر قرار دهد و باعث شود مردم نسبت به توانایی و کارآمدی سیستم سیاسی دچار تردید شوند. در واقع، دشمن ابتدا تلاش میکند این تصور را ایجاد کند که جامعه فروپاشیده، غیرمنسجم و از هم گسیخته است و سپس با جهتدهی به افکار عمومی، شرایطی ایجاد کند که بخشی از این تصویر در واقعیت نیز شکل بگیرد.
این تحلیلگر سیاسی تأکید کرد: در چنین شرایطی، نتیجه نهایی از کنار هم قرار گرفتن دو مؤلفه حاصل میشود؛ از یک سو اختلال در محاسبات دشمن و از سوی دیگر تأثیرگذاری بر افکار عمومی و سرمایه اجتماعی داخل کشور.
علیبخشیزاده در پایان بیان کرد: با وجود همه این تهدیدها، نباید صرفاً با رویکردی ناامیدکننده به هوش مصنوعی نگاه کرد. همان فناوری که میتواند در اختیار دشمن برای جنگ روایتها قرار گیرد، میتواند به ابزاری برای تقویت حکمرانی، افزایش قدرت اقناع، شناسایی سریع شایعات، مقابله با اخبار جعلی و ارتقای سرمایه اجتماعی نیز تبدیل شود. بنابراین، میزان آمادگی کشورها برای شناخت و مدیریت این فناوری، خود به یکی از مؤلفههای جدید اقتدار ملی تبدیل خواهد شد.
الهه ملاحسینی - صبح فردیس
انتهای خبر/