داستان فرار ناو آبراهام لینکلن
خبر مختصر و مفید بود، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به آمریکا بازمیگردد؛ ما مینویسیم باز میگردد شما بخوانید فرار کرد.
گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «صبح فردیس»؛ خبر مختصر و مفید بود، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به آمریکا بازمیگردد؛ گزارشهای منتشرشده از آبراهام لینکلن، از فرسودگی جسمی و روانی خدمه، نگرانی خانوادهها، مشکلات پشتیبانی و کمبود غذا در ناوهای آمریکایی حکایت داشته و دارد؛ نشانههایی نگرانکننده از فشار جنگ فرسایشی بر ارتش واشنگتن.
اما ماجرا از آنجایی شروع شد که به دنبال اعتراضات گسترده خانوادههای خدمه ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن که ۳۵۹ روز در ماموریت قرار دارد، یکی از مشاوران برد کوپر فرمانده ستاد مرکزی تروریستهای آمریکایی در منطقه (سنتکام)، برای آرامسازی فضای متشنج داخل ناو به آنجا وارد شد و در هنگام سخنرانی برای جمعی از کارکنان، با اعتراض و پرتاب بطری آب از سوی خدمه هو شد.
این واقعه منجر به درگیری بین کارکنان و خدمه با یکدیگر با چاقو و سلاحهای سرد شد که در اثر این درگیری هفت نفر از خدمه کشته شده و تعداد بیشتری مجروح شدند و اوضاع ناو کماکان متشنج و ناآرام است.
ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» که از ماهها قبل در مرکز عملیات دریایی و هوایی آمریکا در منطقه غرب آسیا قرار داشته، حالا پس از بیش از ۲۶۰ روز حضور در دریا با یکی از دشوارترین مراحل مأموریت خود روبهرو شده است؛ مرحلهای که نه فقط توان رزمی و فنی ناو، بلکه وضعیت جسمی و روانی هزاران ملوان و تفنگدار آمریکایی را نیز تحت فشار قرار داده است و این نتیجه مقاومت و بعضا حملات تهاجمی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است.

نیویورکتایمز در همین زمینه نوشت: وضعیت نامناسب در ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن از روز اول جنگ علیه ایران شروع شد.
به گفته نیویورک تایمز زمانی که موشکها و پهپادهای ایرانی پایگاه بحرین را ویران کردند و با آن، ستون فقرات لجستیکی ناوهای آمریکایی در منطقه از بین رفت، فاجعه در این ناو هواپیمابر آغاز شد. پنتاگون با توجه به تهدید حملات ایران به سایر بنادر منطقه، ناگزیر شد مرکز لجستیکی خود را به جزیره دیهگو گارسیا منتقل کند؛ جزیرهای کوچک تحت فرماندهی انگلیس در جنوب مالدیو و در فاصله تقریباً ۲۲۰۰ مایلی از خلیج عمان. همین تغییر مسیر تدارکاتی، یکی از عوامل اصلی بروز مشکلات گسترده در ناوهای هواپیمابری بوده که عملیات علیه ایران را پشتیبانی میکنند.
اما گزارشهای منتشرشده در روزهای اخیر نشان میدهد نیروی دریایی آمریکا در حال آمادهسازی برای جایگزینی لینکلن با ناو هواپیمابر «یواساس جورج واشنگتن» است؛ اقدامی که عملاً به معنای پایان حضور طولانی و فرسایشی لینکلن در منطقه خواهد بود. با این حال، مقامهای آمریکایی تأکید کردهاند که این جابهجایی بخشی از چرخه عملیاتی نیروی دریایی است و وزیر جنگ آمریکا نیز گزارشهای مربوط به وخامت شدید شرایط ناو را «تحریفشده» توصیف کرده است و کلا منکر آن شده است؛ درست مثل رئیسجمهورش.

اما مجموعه گزارشهای منتشرشده از سوی رسانههای آمریکایی و خانوادههای خدمه، تصویری متفاوت ارائه میکند؛ تصویری از ناوی که بیش از ۲۰۰ روز بدون توقف بندری قابل توجه در دریا مانده، خدمه آن با ساعات کاری طولانی و استراحت محدود مواجه بودهاند و درباره کمبود برخی مواد غذایی، آب و اقلام مصرفی و همچنین مشکلات تأسیسات داخلی نگرانیهایی مطرح شده است.
قصه ما به سر رسید؛ آبراهام به هدف نرسید
آبراهام لینکلن در ابتدا برای مأموریتی در منطقه اقیانوس آرام اعزام شده بود، اما با تشدید تنشها و آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، مسیر مأموریت این ناو تغییر کرد و لینکلن به سمت خاورمیانه حرکت کرد. از آن زمان، این ناو به یکی از مهمترین سکوهای عملیاتی آمریکا در جنگ تبدیل شد. ناو هواپیمابر برای نیروی دریایی آمریکا فقط یک کشتی جنگی نیست؛ بلکه یک پایگاه هوایی متحرک است که میتواند دهها هواپیمای رزمی و پشتیبانی را در اختیار داشته باشد و همزمان نقش مرکز فرماندهی و کنترل عملیات را ایفا کند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، لینکلن در جریان مأموریت خود بیش از ۲۶۰ روز در دریا بوده و هزاران سورتی پرواز از روی عرشه آن انجام شده است. فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرده که گروه رزمی لینکلن پس از بیش از ۲۶۰ روز حضور در دریا، حدود ۱۰ هزار پرواز هوایی و مصرف حدود ۱.۵ میلیون پوند مهمات را در کارنامه خود داشته است.
همین ارقام نشان میدهد که صحبت از یک مأموریت عادی دریایی نیست؛ بلکه با یک استقرار طولانیمدت در شرایط جنگی مواجهیم؛ استقراری که فشار زیادی بر هواپیماها، سامانههای فنی، تجهیزات عرشه پرواز، موتورخانه، سامانههای ارتباطی و همچنین نیروی انسانی وارد میکند؛ تجهیزاتی که قرار بود یک هفتهای نسخه جمهوری اسلامی را بپیچد؛ اما ایران به همه دنیا ثابت کرد که اینجا ونزوئلا نیست.

خستگی و ترس خدمه؛ بحران پنهان ناو
یکی از مهمترین نشانههای فرسایشیشدن مأموریت لینکلن، وضعیت خدمه آن است. حدود پنج هزار ملوان و تفنگدار دریایی در این گروه رزمی حضور دارند و گزارشهای رسانههای آمریکایی نشان میدهد که خانوادههای آنان نسبت به شرایط روحی و جسمی نیروها ابراز نگرانی کردهاند.
در شرایط عادی، ناوهای هواپیمابر برای استراحت خدمه، تأمین مجدد مواد غذایی و سوخت، تعمیرات و انجام امور پشتیبانی در فواصل مشخص وارد بندر میشوند. اما لینکلن در جریان این مأموریت طولانی، مدت بسیار زیادی را بدون چنین توقفهایی سپری کرده است. رسانههای آمریکایی گزارش دادهاند که این ناو بیش از ۲۰۰ روز بدون یک توقف بندری عمده در دریا بوده است.این مسئله از نظر نظامی اهمیت زیادی دارد. یک ناو هواپیمابر حتی اگر از نظر تسلیحاتی قدرتمند باشد، بدون خدمه آماده و سامانههای فنی سالم نمیتواند برای مدت نامحدود در سطح بالای عملیاتی باقی بماند.
گزارشهایی درباره کمبود برخی مواد غذایی و اقلام مصرفی، مشکلات لولهکشی و تأسیسات، اختلال در ارسال مرسولات و فشارهای روحی بر خدمه هم منتشر شده است. برخی خانوادهها حتی از مواردی بسیار نگرانکننده درباره تلاش برخی ملوانان برای رفتن به دریا خبر دادهاند؛ موضوعی که نیروی دریایی آمریکا درباره جزئیات آن آمار رسمی ارائه نکرده است.

فرسودگی تجهیزات؛ هزینه پنهان جنگ طولانی
موضوع دیگری که اهمیت دارد، فشار واردشده بر تجهیزات است. عملیات مداوم هوایی به معنای پرواز پیدرپی جنگندهها، بالگردها و هواپیماهای پشتیبانی است. هر ساعت پرواز، چرخهای از تعمیر، بازرسی و نگهداری را به دنبال دارد. وقتی یک ناو برای ماهها بدون دسترسی کامل به تأسیسات بندری و تعمیراتی فعالیت میکند، امکان انجام برخی تعمیرات اساسی محدودتر میشود.
گزارش تحلیلی والاستریت ژورنال نیز تأکید کرده که مأموریتهای طولانی ناوهای هواپیمابر میتواند باعث عقبافتادن تعمیرات و نگهداری تجهیزات شود و فشار بیشتری بر آمادگی بلندمدت ناوگان وارد کند. این روزنامه همچنین به مشکلات لجستیکی تأمین یک ناو در منطقه جنگی و دشواری تأمین منظم مواد غذایی تازه اشاره کرده است.
به همین دلیل، جایگزینی لینکلن را نمیتوان صرفاً یک تغییر ساده در آرایش ناوگان دانست. این اقدام در شرایطی انجام میشود که آمریکا همچنان درگیر جنگ با ایران است و برای حفظ حضور دریایی خود در منطقه، ناچار است یک ناو هواپیمابر دیگر را از اقیانوس آرام به سمت خاورمیانه منتقل کند.

مهمترین علت فرار آبراهام؛ ضربه به گلوگاه پشتیبانی آمریکا در بحرین
در این میان، یکی از نقاط مهم در شبکه پشتیبانی آمریکا، بحرین است؛ جایی که مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در آن قرار دارد. در ۲۸ فوریه، در جریان حملات تلافیجویانه ایران پس از حملات آمریکا و اسرائیل، موشکهایی به سمت مناطق مرتبط با حضور نظامی آمریکا در بحرین شلیک شد. رویترز نیز تصاویر و گزارشهایی از اصابت موشک در نزدیکی تأسیسات مرتبط با ناوگان پنجم آمریکا در منامه منتشر کرد و موقعیت تصاویر را در بحرین تأیید کرد.
اهمیت این حمله در این است که بحرین یکی از مراکز اصلی فرماندهی و پشتیبانی عملیات دریایی آمریکا در منطقه محسوب میشود؛ بنابراین هرگونه اختلال در فعالیت این مرکز میتواند بر روند فرماندهی، ارتباطات، تعمیرات، انتقال نیرو و پشتیبانی از شناورهای آمریکایی اثر بگذارد.
حمله به بحرین، در کنار تهدیدهای مستمر علیه پایگاههای آمریکا و مسیرهای دریایی، هزینه و پیچیدگی پشتیبانی از نیروهای آمریکایی را افزایش داد.این مسئله برای ناوی مانند لینکلن که ماهها در منطقه حضور داشته، اهمیت دوچندان پیدا میکند؛ زیرا هرچه خطوط پشتیبانی ناامنتر و پرهزینهتر شوند، تأمین منظم خدمه و تجهیزات نیز دشوارتر خواهد شد.

آمریکا تصمیم گرفته است «یواساس جورج واشنگتن» را برای جایگزینی لینکلن به منطقه اعزام کند.مقامهای آمریکایی میگویند این جابهجایی از قبل برنامهریزی شده بود! اما زمانبندی آن همزمان با افزایش نگرانیها درباره وضعیت خدمه لینکلن انجام شده است. جورج واشنگتن از منطقه اقیانوس آرام به سمت خاورمیانه حرکت کرده تا حضور یک ناو هواپیمابر آمریکایی در منطقه حفظ شود.
از همه اینها که بگذریم؛ جنگ طولانی با جمهوری اسلامی ایران هزینههایی را برای آمریکاییها آشکار کرده که در محاسبات اولیه کم تر دیده میشد: فشار بر نیروی انسانی، دشواری تأمین لجستیک، فرسایش تجهیزات، کاهش زمان استراحت خدمه و ضرورت حفظ دائمی خطوط پشتیبانی. حتی انتقال جورج واشنگتن از اقیانوس آرام به خاورمیانه نیز برای آمریکا بدون هزینه نیست. این جابهجایی میتواند برای مدتی حضور ناو هواپیمابر آمریکا در اقیانوس آرام را کاهش دهد و فشار بیشتری بر ساختار جهانی استقرار ناوهای این کشور وارد کند.
ماجرای آبراهام لینکلن در نهایت یک تصویر بزرگتر از جنگ ایران و آمریکا ارائه میدهد. در جنگهای مدرن، هدف فقط سرنگونی جنگنده یا انهدام ناو نیست. فشار بر زنجیره فرماندهی، پایگاههای پشتیبانی، بنادر، خطوط انتقال تجهیزات و مسیرهای لجستیکی نیز میتواند بخشی از میدان نبرد باشد و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با هوشمندی خود به این موضوع رسید و به خوبی آن را عملیاتی کرد.

حمله جمهوری اسلامی ایران به تأسیسات مرتبط با ناوگان پنجم آمریکا در بحرین، فارغ از میزان خسارت واردشده، نشان داد که مراکز پشتیبانی آمریکا در منطقه نیز در معرض تهدید قرار دارند. تصاویر منتشرشده از حمله به مناطق نزدیک تأسیسات ناوگان پنجم، این پیام را به همراه داشت که عمق جغرافیایی حضور نظامی آمریکا در منطقه دیگر لزوماً به معنای مصونیت از حمله نیست.
از سوی دیگر، فرسودگی خدمه و نیاز به تعویض لینکلن نشان میدهد که جنگ طولانی، حتی برای نیروی دریایی مجهز آمریکا نیز هزینهزا است و از آن بدتر این که آمریکا در جنگهای طولانی به راحتی شکست میخورد. آبراهام لینکلن با هیاهوی فراوان و هزاران تبلیغات وارد منطقه شد؛ اما در سکوت خبری فرار کرد؛ آن کس که باید بداند خوب میداند که این ناو هواپیمابر به پایان ماموریتش نرسید، بلکه فرار کرد؛ بله فرار کرد.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
انتهای خبر/