نهاد صلح در غزه؛ جادهصافکن جنایات رژیم اسرائیل
شورای بهاصطلاح صلح در غزه که مدعی بود مأموریتش حل بحران غزه است، عملاً تبدیل به سخنگو و ابزار صهیونیستها شده است.
گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «صبح فردیس»؛ شورای بهاصطلاح صلح در غزه که مدعی بود مأموریتش حل بحران غزه است، عملاً تبدیل به سخنگو و ابزار صهیونیستها شده است.
نیکولای ملادینوف که ظاهراً نماینده عالی سازمان ملل در شورای صلح بهشمار میرود و کارنامه سیاهی هم در هموار کردن راه برای جنایات صهیونیستها علیه مردم فلسطین دارد، یکشنبهشب، اعلام کرد که اسرائیل در صورتی از نوار غزه خارج میشود که این منطقه واقعاً خلعسلاح شود.
ملادینوف سابقه طولانی در ساختار سازمان ملل دارد و پیش از این نماینده ویژه سازمان ملل در روند صلح خاورمیانه بوده است؛ اما در ساختار فعلی، او نماینده عالی شورای صلح در امور غزه است و مواضع فعلی او در این سمت، مواضع شورای صلح است، نه موضع رسمی سازمان ملل متحد. حتی صفحه سازمان ملل درباره سخنرانی او در ژوئیه ۲۰۲۶ صراحتاً توضیح میدهد که این سند، «سند سازمان ملل» نیست و صرفاً برای ارجاع منتشر شده است.
این تفاوت مهم است؛ زیرا استفاده از عنوان سازمان ملل میتواند به یک موضع سیاسی وزن و مشروعیتی فراتر از جایگاه واقعی آن بدهد.
در نتیجه، انتقاد از عملکرد شورای صلح را باید متوجه این نهاد و سازوکار مورد حمایت دولت ترامپ دانست، نه اینکه مواضع ملادینوف در جایگاه فعلی بهعنوان مواضع رسمی سازمان ملل معرفی شود.
چرا اسرائیل از طرح صلح ناراضی است؟
نکته قابل توجه اینجاست که حتی دولت اسرائیل نیز طرح شورای صلح را بهطور کامل نپذیرفته است. بنیامین نتانیاهو بهصورت علنی طرح ۱۵ مادهای مورد حمایت ترامپ را رد کرد و گفت اسرائیل حاضر نیست تا زمانی که حماس بهطور کامل خلع سلاح نشده، از غزه عقبنشینی کند. این موضع عملاً نشان داد که حتی میان واشنگتن و تلآویو درباره چگونگی اجرای طرح اختلاف وجود دارد.
طرح شورای صلح در اصل به دنبال نوعی روند مرحلهای بود؛ اما اسرائیل خواهان آن است که ابتدا مسئله خلع سلاح بهطور کامل حل شود و سپس درباره خروج نظامی تصمیمگیری شود.
به همین دلیل، اکنون یک تناقض عجیب شکل گرفته است: شورای صلح از یک سو میخواهد اسرائیل و گروههای فلسطینی را به اجرای یک توافق متقابل وادار کند، اما از سوی دیگر، اسرائیل خود با همان چارچوب پیشنهادی اختلاف دارد.
ملادینوف در سخنرانی اخیر گفته بود نقشه راه شورای صلح باید بهسرعت نهایی و اجرا شود و این نقشه شامل مجموعهای از اقدامات متقابل است. او گفته بود سلاحها قرار است به کمیته ملی فلسطینی تحویل داده شوند، نه اسرائیل، و پس از آن از چرخه استفاده خارج شوند؛ همچنین در مقابل، طرح شامل خروج مرحلهای اسرائیل و تأمین مالی بازسازی غزه است.
این چارچوب، روی کاغذ تلاش میکند میان خلع سلاح و خروج اسرائیل نوعی توازن ایجاد کند. اما مشکل از آنجا آغاز میشود که اجرای چنین توافقی به وجود یک نهاد ناظر و ضامن قدرتمند نیاز دارد؛ نهادی که بتواند در برابر تخلف هر دو طرف واکنش نشان دهد.
اگر یک طرف توافق سلاحهای خود را تحویل دهد، اما طرف دیگر خروج خود را به شروط جدیدی موکول کند، اساس «اقدامات متقابل» از بین میرود. همین نگرانی باعث شده است برخی منتقدان شورای صلح را به جانبداری از اسرائیل متهم کنند.
غزه در مرکز یک معامله سیاسی
موضوع فقط امنیت اسرائیل یا خلع سلاح حماس نیست. مسئله بزرگتر، آینده سیاسی غزه است. طرح شورای صلح خواهان انتقال اداره غزه به یک کمیته ملی فلسطینی و ایجاد یک ساختار حکمرانی غیرنظامی است. همچنین قرار است نیروی تثبیتکننده بینالمللی در روند انتقال نقش داشته باشد.
در ظاهر، این طرح میتواند زمینهای برای بازسازی غزه و خروج تدریجی از وضعیت جنگی باشد. اما پرسش اصلی همچنان باقی است: این ساختار تا چه اندازه نماینده اراده مردم فلسطین خواهد بود و چه تضمینی وجود دارد که مسئله فلسطین صرفاً به یک مسئله امنیتی برای اسرائیل تقلیل پیدا نکند؟
اگر تمام بحث درباره غزه حول محور امنیت اسرائیل، خلع سلاح و کنترل امنیتی شکل بگیرد، اما موضوع حقوق سیاسی فلسطینیها، پایان اشغال و تعیین سرنوشت آنها در حاشیه قرار بگیرد، منتقدان طبیعی است که چنین فرآیندی را «صلح» به معنای واقعی کلمه ندانند.
سفر کوشنر؛ تلاش برای بقای طرح ترامپ
در همین حال، تلاشها برای نجات طرح ترامپ ادامه دارد.بر اساس گزارشهای منتشرشده، جرد کوشنر، مشاور ارشد و داماد ترامپ بعد از دیدار با نتانیاهو، قرار است همراه ملادینوف برای گفتوگو درباره اجرای طرح غزه به اسرائیل و مصر سفر کند. این سفر در شرایطی انجام میشود که نتانیاهو با طرح مورد حمایت شورای صلح مخالفت کرده و اختلاف بر سر ترتیب خلع سلاح حماس و خروج اسرائیل همچنان پابرجاست.
این تحولات نشان میدهد دولت ترامپ با یک مشکل جدی روبهروست: طرحی که قرار بود ابزار پایان دادن به جنگ باشد، اکنون باید برای اجرای خود، ابتدا اسرائیل را متقاعد کند. از این منظر، بحران فقط میان اسرائیل و فلسطینیها نیست؛ بلکه اختلاف درباره آینده غزه به داخل اردوگاه حامیان طرح نیز کشیده شده است.
شورای صلح؛ میانجی، طرف معامله یا جاده صافکن جنایات
اکنون پرسش مهمی که در برابر افکار عمومی منطقه قرار دارد این است که شورای صلح دقیقاً چه نقشی دارد؟ اگر این شورا واقعاً یک نهاد میانجی است، باید برای تعهدات هر دو طرف ضمانت اجرایی ایجاد کند. اگر قرار است خلع سلاح فلسطینیها یک تعهد باشد، خروج اسرائیل نیز باید یک تعهد روشن، زمانبندیشده و قابل راستیآزمایی باشد.
اما اگر خلع سلاح به یک «پیششرط» تبدیل شود و خروج اسرائیل به تصمیم سیاسی تلآویو وابسته بماند، در آن صورت موازنه توافق از بین خواهد رفت. این همان نقطهای است که منتقدان، شورای صلح را به «جادهصافکن اسرائیل» تشبیه میکنند؛ یعنی نهادی که ممکن است به جای تحمیل تعهدات متقابل، ابتدا زمینه خلع سلاح طرف فلسطینی را فراهم کند و سپس درباره رفتار اسرائیل مذاکره کند.
البته برای داوری نهایی درباره این اتهام باید روند اجرای توافق و عملکرد شورای صلح در ماههای آینده را نیز دید. اما اختلافات فعلی، بهخصوص مخالفت نتانیاهو با نسخه پیشنهادی و تأکید ملادینوف بر اولویت اقدامات قابل راستیآزمایی برای خلع سلاح، نشان میدهد که این نگرانیها صرفاً یک بحث نظری نیست.
آنچه امروز در غزه جریان دارد، آزمونی جدی برای ادعای «شورای صلح» است.این شورا اگر میخواهد عنوان صلح را یدک بکشد، باید نشان دهد که صلح فقط به معنای خلع سلاح یک طرف نیست؛ بلکه به معنای پایان جنگ، تضمین امنیت غیرنظامیان، خروج نیروهای نظامی، آغاز بازسازی و ایجاد چشماندازی سیاسی برای مردم فلسطین است.
حتی اگر خلع سلاح حماس و دیگر گروههای فلسطینی بخشی از توافق باشد، این موضوع نمیتواند بهانهای برای تعلیق نامحدود خروج اسرائیل از غزه تبدیل شود. از سوی دیگر، هر توافقی که بدون تضمینهای روشن درباره امنیت اسرائیل و جلوگیری از تکرار درگیریها باشد نیز از نظر عملیاتی شکننده خواهد بود.
به همین دلیل، مسئله اصلی نه «خلع سلاح یا عدم خلع سلاح»، بلکه تضمین اجرای همزمان تعهدات طرفین است.
اگر شورای صلح بتواند این توازن را برقرار کند، میتواند به ابزاری برای پایان دادن به یکی از طولانیترین بحرانهای منطقه تبدیل شود. اما اگر نتیجه این روند تنها خلع سلاح فلسطینیها، تثبیت حضور اسرائیل و انتقال اداره غزه بدون حل ریشههای سیاسی بحران باشد، آنگاه ادعای میانجیگری بیطرفانه با پرسشهای جدی مواجه خواهد شد.
در نهایت، آن چه آینده این شورا را تعیین میکند نه عنوان «صلح»، بلکه عملکرد آن در میدان خواهد بود؛ اینکه آیا میتواند اسرائیل را نیز به اندازه گروههای فلسطینی به اجرای تعهداتش ملزم کند یا نه؛ و شاید مهمترین سؤال همین باشد: اگر قرار است غزه خلع سلاح شود تا اسرائیل از آن خارج شود، چه تضمینی وجود دارد که پس از خلع سلاح، شرط جدیدی برای ماندن اسرائیل در غزه مطرح نشود؟
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
انتهای خبر/