«صبحفردیس» در میزگردتخصصی بررسی میکند:
مذاکرات، فرصت یا تهدید!
در راستای پاسخ به سوالات مردم در خصوص مذاکرات ایران و آمریکا، میزگرد خبری را با حضور دو کارشناس مسائل سیاسی و مدرس دانشگاه برگزار کردیم، که در ادامه میخوانید.
به گزارش خبرنگار سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «صبح فردیس»؛ پس از ۴۰ روز مقاومت مردم ایران در جریان جنگ تحمیلی سوم، ایالات متحده آمریکا با شروط دهگانه جمهوری اسلامی ایران موافقت کرد و در نهایت آتشبس و توقف درگیریها رقم خورد.
با پایان جنگ، نخستین دور مذاکرات میان ایران و آمریکا در پاکستان برگزار شد، اما به دلیل زیادهخواهی طرف آمریکایی نتیجهای حاصل نشد، این مذاکرات بدون دستیابی به نتیجه مشخص به پایان رسید.
در ادامه نیز پیامها و رایزنیهایی میان دو کشور رد و بدل شد، اما بدعهدی، غیرقابل اعتماد بودن و زیادهخواهی آمریکا ، مانع از پیشرفت مذاکرات و دستیابی به توافق شد.
از سوی دیگر، در ماههای اخیر موارد متعددی از نقض آتشبس و افزایش تنشها از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی گزارش شده است؛ موضوعاتی همچون تلاش آمریکا برای اعمال محدودیت در تردد کشتیها در تنگه هرمز و حملات اسرائیل به لبنان، از جمله رخدادهایی بودهاند که بر فضای مذاکرات سایه افکندهاند.
در چنین شرایطی، پرسشهای متعددی درباره آینده روابط ایران و آمریکا، امکان ازسرگیری مذاکرات، موانع موجود بر سر راه توافق و چشمانداز تحولات منطقه در افکار عمومی مطرح است.
در همین راستا و با هدف بررسی ابعاد مختلف مذاکرات ایران و آمریکا و پاسخ به دغدغهها و پرسشهای مردم، میزگردی با حضور دو تن از کارشناسان مسائل سیاسی و مدرسان دانشگاه، «زهرا اسلامینیا» و «علی قربانی» برگزار کردهایم.
یک تحلیل کلی از وضع مذاکرات از گذشته تا امروز در چند دقیقه بفرمایید؟
علی قربانی، با اشاره به روند مذاکرات و تبادل پیامها میان طرفین گفت: در حال حاضر ما در مرحله تبادل پیام قرار داریم و موضوعات تقریباً ثابت است، اما شیوه و قالب انجام آن متفاوت شده است.
وی با اشاره به دیدگاه برخی مبنی بر «آتشبس» اظهار کرد: از نگاه رهبری معظم انقلاب، سکوت در صحنه نبرد معنا دارد و به همین دلیل استفاده از مفاهیمی مانند آتشبس تناسب دقیقی با شرایط موجود ندارد.
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به مبنای مذاکرات، به «ده بند جمهوری اسلامی ایران» در مقطع گذشته اشاره کرد و افزود: در همان زمان نیز بسیاری این تصور را نداشتند که این موارد مورد پذیرش آمریکاییها قرار گیرد و علت آن را باید در بدعهدی و بیتعهدی طرف آمریکایی، بهویژه در دوره ترامپ، جستوجو کرد.
هیچ مسئلهای با آمریکا از طریق مذاکره حل نمیشود
قربانی ادامه داد: نهایتاً شرایط به سمتی رفت که تبادل پیامها و میانجیگریها شکل گرفت، اما همچنان اختلافات اساسی پابرجاست.
به گفته وی، پیش از این نیز جنگ وجود داشته و پس از آن مذاکرات شکل گرفته است؛ اما هر بار به دلیل به نتیجه نرسیدن مذاکرات، تنشها مجدداً افزایش یافته است.
وی با بیان اینکه برخی تصور میکنند هیچ مسئلهای با آمریکا از طریق مذاکره حل نمیشود، افزود: این وضعیت باید یکجا به پایان برسد، اما نشانهها حاکی از آن است که با روند فعلی تبادل پیام و میانجیگریها، رسیدن به توافقی مورد قبول دو طرف دشوار خواهد بود.
قربانی با انتقاد از عملکرد آمریکا گفت: دلیل این وضعیت، بدعهدی و استفاده از فریب و نیرنگ در مذاکرات از سوی آمریکاست. در مقابل، برخی سیاستگذاران داخلی نیز در برخی موارد دچار سادهانگاری در عرصه سیاست خارجی شدهاند.
وی در پایان تأکید کرد: مذاکره و جنگ دو ابزار برای حل منازعات هستند و زمانی که مذاکره به نتیجه نرسد، جنگ رخ میدهد و بالعکس. با این حال، به گفته او، آنچه امروز در جریان است بیشتر در قالب «مذاکره» به معنای مرسوم و استاندارد در نظام بینالملل قرار نمیگیرد، بلکه نوعی رفتار سیاسی و دیپلماتیک خارج از چارچوبهای متعارف محسوب میشود.
این دور مذاکرات با دورهای قبلی بسیار متفاوت است/ ایران دست برتر
زهرا اسلامینیا، در پاسخ به سوال اول در اظهاراتی با اشاره به نسبت میان مذاکره و منازعه گفت: مذاکره خود میتواند بخشی از ادامه یک تقابل و در عین حال ابزاری برای احقاق حق باشد.
وی افزود: در شرایط کنونی، تلاش ما این است که دستاوردهای بهدستآمده در میدان را به دستاوردهای سیاسی و سپس به دستاوردهای حقوقی تبدیل کنیم. به گفته او، هدف این است که آنچه امروز در عرصه بینالمللی باید به رسمیت شناخته شود، پذیرش حق حاکمیت ایران بر تنگه هرمز و امکان اخذ عوارض از این گذرگاه راهبردی است؛ موضوعی که باید در چارچوب قواعد و عرفهای پذیرفتهشده بینالمللی مورد پذیرش قرار گیرد.
اسلامینیا ادامه داد: برای تحقق این هدف، باید ابهامات و اختلافنظرهای موجود برطرف شود و این امر تنها از مسیر گفتگو میان طرفهای درگیر قابل دستیابی است. به گفته وی، نتیجه این گفتوگوها باید به یک توافق سیاسی تبدیل شده و سپس در قالب یک سند حقوقی بینالمللی تثبیت شود؛ بهگونهای که تمامی کشورها به آن دسترسی داشته و آن را به رسمیت بشناسند، مشابه اسناد رسمی که برای همه دولتها لازمالاجرا هستند.
وی با اشاره به نقش ایران و عمان در این روند تصریح کرد: این دو کشور باید در تعیین رژیم حقوقی مرتبط با تنگه هرمز نقشآفرینی کرده و در مسیر احقاق حقوق ایران اقدام کنند.
این کارشناس مسائل سیاسی همچنین با اشاره به تحولات میدانی افزود: بخشی از اهداف این روند، اثبات و تثبیت دستاوردها و پیروزیهای میدانی و نیز نشان دادن شکست طرف مقابل در مجامع بینالمللی است.
اسلامینیا در ادامه گفت: در چنین شرایطی، مذاکره یک ضرورت است، مگر آنکه به دلیل بدعهدی یا تخریب فرآیند گفتگو، میز مذاکره به نتیجه نرسد یا به سمت تقابل سوق داده شود. با این حال، به گفته او، ایران بر اساس اصول مشخص و خطوط روشن خود در مذاکرات حضور پیدا میکند و بر حقانیت خود پافشاری دارد.
وی تصریح کرد: تجربه تاریخی ایران نشان داده است که نگاه خوشبینانهای به روند مذاکرات گذشته وجود ندارد و این مسئله در حافظه سیاسی جامعه نیز بازتاب داشته است.
برخی از مردم به خاطر عبرت از برجام نگران مذاکرات هستند و به نوعی مذاکره را خیانت میدانند، نظر شما چیست؟
اسلامینیا در پاسخ به این سوال گفت: برخی از مردم پس از تجربه برجام، نسبت به مذاکرات جدید نگران هستند و حتی در مواردی آن را نوعی «خیانت» تلقی میکنند. این نگرانی بیشتر ناشی از تجربه ناموفق برجام، بیاعتمادی به پایبندی طرف مقابل به تعهدات، و برداشت از پیامهای مذاکراتی بهعنوان عقبنشینی از برخی دستاوردها مانند موضوع تنگه هرمز است.
نگرانی مردم در خصوص مذاکرات بهحق است
وی ادامه داد: منتقدان معتقدند برجام علیرغم تأمین حداقلی برخی شروط ایران، در عمل با بدعهدی طرف مقابل مواجه شد و به نتایج مطلوب نرسید. به باور آنان، تجربههای تاریخی از جمله روابط با آمریکا در دهههای گذشته نیز نشان میدهد که تعهدات سیاسی در عمل بهطور کامل اجرا نشده است.
این کارشناس افزود: در این دیدگاه، حتی برجام نیز نمونهای از مذاکراتی تلقی میشود که به نتیجه مطلوب نرسیده و موجب افزایش بیاعتمادی شده است. برخی همچنین معتقدند ساختار مذاکرات گذشته، از جمله فشار و رفتار یکجانبه طرف مقابل، مانع تحقق یک توافق متوازن بوده است.
وی بیان کرد: با این حال، گفته میشود شرایط کنونی با گذشته تفاوتهایی دارد؛ از جمله تغییر در چارچوب مذاکرات، تعریف بندهای مشخص بهعنوان مبنا، و تفاوت در ساختار تیمهای مذاکرهکننده. بر این اساس، برخی معتقدند نمیتوان همه مذاکرات را مشابه تجربههای پیشین ارزیابی کرد.بنابراین نگرانی مردم قابل درک است، اما تحلیل مذاکرات باید با توجه به شرایط هر دوره و تفاوتهای آن انجام شود.
باید نگاه واقعگرایانه نسبت به موضوع وجود داشته باشد
علی قربانی در پاسخ به این سوال گفت: رویکردی واقعگرایانه به موضوع مذاکرات و تحولات سیاسی وجود دارد، مذاکرات باید بر اساس واقعیتهای موجود و نه نگاه صرفاً آرمانگرایانه پیش برود.
او تأکید کرد: شرایط فعلی نسبت به دورههای گذشته تغییر کرده و عوامل جدیدی مانند اختلافنظر میان نهادهای داخلی، تنوع دیدگاههای سیاسی و فشارهای بیرونی بر فضای تصمیمگیری اثر گذاشته است. به گفته او، نبود هماهنگی کامل در برخی مواضع داخلی در مقابل یکپارچگی طرف مقابل در مذاکرات، میتواند بر روند گفتوگوها تأثیر بگذارد.
این تحلیلگر همچنین با اشاره به موضوعات راهبردی کشور، از جمله استقلال و تمامیت ارضی، بیان کرد: جامعه در اصل این مفاهیم اجماع دارد اما در شیوه مواجهه با مسائل اختلافنظر وجود دارد. او هشدار میدهد که تصمیمگیریها باید بر اساس سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» باشد و در غیر این صورت ممکن است خطاهای راهبردی رخ دهد.
وی بر لزوم حفظ مرزبندی روشن با طرفهای مقابل و جلوگیری از ورود به بازیهای سیاسیای که به گفته او منافع کشور را تهدید میکند، تأکید میکند.
نظر برخی از کاربران در فضای مجازی این است که افراد مذاکره کننده، قابل اعتماد نیستند، چقدر باید نگران این موضوع باشیم؟
اسلامینیا در پاسخ به این سوال گفت: عجله، فشار رسانهای و سیاسی، و اصرار بر علنی شدن برخی تصمیمات، میتواند باعث لو رفتن برنامهها و بههمخوردن راهبردها شود.
عجله و فشار رسانهای باعث لو رفتن برنامهها میشود
به اعتقاد او، شفافیت کامل در همه موضوعات هم ممکن نیست و هم میتواند به ضرر کشور تمام شود، بهویژه در شرایط جنگی و امنیتی.
وی تاکید کرد: مسیر مذاکره همچنان دنبال میشود، اما در صورت عدم نتیجه، ادامه تقابل نیز منتفی نیست؛ با این حال تصمیمگیریها باید با تدبیر، بدون عجله و با در نظر گرفتن شرایط امنیتی و سیاسی انجام شود.
دشمن فضای رسانهای را در دست گرفته و دائما در حال انتشار محتوای مدیریت شده است، اما در کشور ما کمتر با مردم سخن گفته می شود. حتی سفر آقای قالیباف به قطر اولین بار در الجزیره منتشر شد. نظر شما در این خصوص چیسا؟
علی قربانی، در پاسخ به این سوال با رد این دیدگاه که دشمن فضای رسانهای را به طور کامل در اختیار گرفته، تأکید کرد: در دوره جنگ، ایران در حوزه تولید محتوا و رسانه دست برتر را داشته و امکان نقشآفرینی مردم در این فضا فراهم بوده است. او در عین حال میپذیرد که دشمن توانسته بخشی از افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد که این موضوع ناشی از برخی غفلتها در مدیریت رسانهای کشور بوده است.
عملکرد فضای مجازی در دوران جنگ عالی بود
وی همچنین معتقد است نباید صرفاً از ترس تهدیدهایی مانند ترور، فضای سکوت و پرهیز از موضعگیری ایجاد شود، چون این امر میتواند پیام ضعف به جامعه منتقل کند. قربانی در پایان، همافزایی و حضور چهرههای مختلف در شرایط بحران را مهم دانسته و تأکید میکند که نقدها باید پذیرفته شود، هرچند در این حوزه کاستیهایی نیز وجود دارد.
مهمترین موانع موفقیت مذاکرات را چه میدانید؟
علی قربانی در پاسخ به این سوال گفت: رژیم صهیونیستی همچنان یکی از بزرگترین موانع در منطقه به شمار میرود، اما این مانع چگونه میتواند کماثر شود؟ عوامل قدرت جمهوری اسلامی ایران، حتی بهصورت نیمهعریان، باید همواره در برابر چشم رژیم صهیونیستی قرار داشته باشد. نمونهای از این موضوع دیروز مطرح شد؛ جایی که با تهدید جمهوری اسلامی ایران، شرایط محور مقاومت در جغرافیای لبنان دستخوش تغییر شد. در این میان، یک توافق احتمالی نیز میتواند بر اقتصاد منطقه و معادلات سیاسی تأثیرگذار باشد.
در پایان اگر نکته ای باقی مانده است، بفرمایید؟
اسلامینیا گفت: تنگه هرمز برای ما یک سابقه تاریخی و حقوقی ایجاد میکند که میتوان به آن استناد کرد و بر اساس آن از دیوان بینالمللی لاهه درخواست کرد حق حاکمیت و مدیریت آن به رسمیت شناخته شود.
وی ادامه داد: بر این اساس، موضوع دریافت عوارض نیز میتواند در قالبهای مختلف مانند خدمات محیطزیستی، امنیتی، بیمهای یا خدماتی مورد بررسی و تصویب قرار گیرد. هدف این است که دستاوردهای نظامی به دستاوردهای سیاسی و حقوقی تبدیل شود؛ بهگونهای که سایر کشورها نیز به این قواعد گردن بگذارند، در عین حال که عبور و مرور دریایی ادامه داشته باشد و اختلالی ایجاد نشود.
حاکمیت تنگه هرمز حق مسلم ماست
این کارشناس افزود: در این چارچوب، بحث تنگه هرمز و قوانین و مستندات حقوقی آن اهمیت ویژهای دارد. اگر آبهای سرزمینی را جزئی از خاک کشور بدانیم، در این صورت قوانین داخلی در برخی موارد بر قوانین بینالمللی اولویت پیدا میکند؛ چرا که نمیتوان استقلال کشورها را زیر سؤال برد. نگاه یکطرفه به قوانین و مقررات ممکن است کشور را در تلههای حقوقی قرار دهد. با این حال، ایران با تکیه بر مستندات تاریخی و رفتارهای سیاسی موجود در این حوزه، در حال مدیریت این مسیر است و تنگه هرمز را بسته نکرده، بلکه آن را مدیریت میکند.
وی بیان کرد: این مدیریت در چارچوب عبور ایمن و کنترلشده کشتیها و همچنین ملاحظات زیستمحیطی و امنیتی تعریف میشود. این موضوعها در نهایت در اختیار حاکمیت است و به میزان قدرت و توانمندی کشورها وابسته است. هرچه کشور قدرتمندتر باشد، امکان استفاده حقوقی و سیاسی از این ابزارها نیز بیشتر خواهد بود.
این کارشناس افزود: تصمیمگیریهای داخلی، از جمله مصوبات مجلس، در این حوزه نقش تعیینکننده دارد و پس از تصویب، باید به تأیید نهادهای نظارتی مانند شورای نگهبان برسد تا از نظر حقوقی، سیاسی و بینالمللی بررسی شود.
نقش مردم در ساختار جمهوری اسلامی برجسته است
علی قربانی گفت: امروز کشور در یک مرحله جدید از مسیر خود قرار دارد؛ مرحلهای که برخی آن را در چارچوب بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی تحلیل میکنند. این مرحله میتواند در صورت مدیریت صحیح، زمینهساز تثبیت امنیت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در سطح ملی و منطقهای باشد؛ اما در صورت عدم دقت، ممکن است چالشهای جدی به همراه داشته باشد.
وی در پایان گفت: در این نگاه، جمهوری اسلامی بر پایه دو رکن جمهوریت و اسلامیت استوار است و نقش مردم در این ساختار، یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت و پایداری نظام محسوب میشود.
الهه ملاحسینی - صبح فردیس
انتهای خبر/