چرا آمریکا بهجای تسلیم ایران، خودش تسلیم شد؟
آیا توافق احتمالی واقعاً نشانه یک پیروزی برای واشنگتن خواهد بود یا همانگونه که بیشتر منتقدان آمریکایی ادعا میکنند، سندی از عقبنشینی و پذیرش واقعیتهای جدید در برابر ایران؟
گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «صبح فردیس»؛ در حالی که تنشهای میان ایران و آمریکا طی ماههای اخیر به یکی از مهمترین بحرانهای ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شده بود، اکنون برخی رسانهها و تحلیلگران غربی معتقدند نتیجه نهایی این رویارویی نه آن چیزی بوده که واشنگتن انتظارش را داشت و نه آن چیزی که کاخ سفید در افکار عمومی آمریکا روایت میکند. در این میان، مجله آمریکایی «آتلانتیک» با انتشار تحلیلی جنجالی، توافق میان تهران و واشنگتن را نه یک پیروزی برای آمریکا، بلکه «سند تسلیم» دولت دونالد ترامپ توصیف کرد.
این رسانه آمریکایی معتقد است رئیسجمهور آمریکا در حالی از توافق نهایی و پایان بحران سخن میگوید که اهداف اصلی جنگ و فشار حداکثری علیه ایران محقق نشده و در نهایت این واشنگتن بوده که ناچار به عقبنشینی از خواستههای اولیه خود شده است.

جنگی که قرار بود ایران را وادار به عقبنشینی کند
از نخستین روزهای تشدید درگیریها، مقامهای آمریکایی و متحدان منطقهای آنها مدعی بودند هدف از فشارها، تغییر رفتار ایران در سه حوزه اصلی است؛ توقف برنامه موشکی، محدودسازی فعالیتهای هستهای و کاهش نفوذ منطقهای تهران.
در واقع راهبرد اعلامی واشنگتن بر این پایه استوار بود که مجموعه فشارهای نظامی، سیاسی و اقتصادی میتواند ایران را به پذیرش شروطی وادار کند که سالها از پذیرش آنها خودداری کرده بود؛ اما به اعتقاد تحلیلگران آتلانتیک، پس از صرف هزینههای گسترده سیاسی و نظامی، آمریکا اکنون به نقطهای بازگشته که پیش از آغاز بحران در آن قرار داشت. به بیان دیگر، نه تنها تغییر بنیادینی در رفتار ایران ایجاد نشده بلکه بسیاری از مؤلفههای قدرت جمهوری اسلامی همچنان پابرجا مانده است.
بنا بر گمانهزنی رسانهها اگر هدف اصلی جنگ و فشارها، وادار کردن ایران به عقبنشینی راهبردی بوده، اکنون شواهد موجود نشان میدهد چنین هدفی محقق نشده است.

جشن پیروزی ترامپ یا پنهانکردن یک شکست؟
رئیسجمهور آمریکا تلاش میکند توافق احتمالی با ایران را به عنوان یک موفقیت بزرگ سیاسی معرفی کند؛ موفقیتی که بتواند در فضای داخلی آمریکا و در آستانه رقابتهای انتخاباتی برای او دستاوردی مهم محسوب شود. منتقدان ترامپ میگویند واقعیتهای میدانی تصویر دیگری را نشان میدهد؛ آنها معتقدند ترامپ در حالی از پایان موفقیتآمیز بحران سخن میگوید که واشنگتن نتوانسته به اهداف اولیه خود دست پیدا کند و تنها تلاش دارد هزینههای سیاسی این ناکامی را مدیریت کند.
برخی تحلیلگران آمریکایی معتقدند رئیسجمهور آمریکا بیش از هر چیز به دنبال نمایش یک «پیروزی رسانهای» است؛ پیروزیای که بتواند افکار عمومی را متقاعد کند فشارهای اعمالشده علیه ایران نتیجهبخش بوده است؛ در این چارچوب، اعلام توافق و پایان تنشها میتواند ابزاری برای کاخ سفید باشد تا از تبدیل شدن بحران به یک پرونده پرهزینه داخلی جلوگیری کند.

منتقدان سیاستهای ترامپ بر این باورند که سه هدف اصلی واشنگتن در قبال ایران همچنان دستنیافتنی باقی مانده است؛ نخستین هدف، محدودسازی توان موشکی ایران بود. این توانمندی طی سالهای گذشته یکی از مهمترین مؤلفههای بازدارندگی جمهوری اسلامی محسوب شده و همواره در کانون انتقادهای آمریکا و اسرائیل قرار داشته است.
هدف دوم، توقف یا محدودسازی برنامه هستهای ایران بود؛ با وجود فشارهای گسترده و تهدیدهای مکرر، مخالفان دولت آمریکا معتقدند زیرساختها و ظرفیتهای اصلی برنامه هستهای ایران همچنان حفظ شده است.
سومین هدف نیز کاهش نفوذ منطقهای تهران بود؛ موضوعی که سالها به عنوان یکی از محورهای اصلی اختلافات میان ایران و غرب مطرح شده است؛ اگر پس از ماهها تنش و صرف هزینههای فراوان، هیچیک از این اهداف به طور کامل محقق نشده باشد، دشوار است بتوان از موفقیت راهبردی آمریکا سخن گفت.
ترامپ برخلاف تصویرسازیهای رسانهای، در موقعیتی قرار ندارد که بتواند وارد یک جنگ طولانی و پرهزینه شود؛ جامعه آمریکا در سالهای اخیر نسبت به مداخلات نظامی خارجی حساستر شده و بخش قابل توجهی از افکار عمومی تمایلی به ورود کشورشان به جنگهای جدید ندارد.
علاوه بر این، هزینههای اقتصادی هرگونه درگیری گسترده میتواند فشار مضاعفی بر دولت آمریکا وارد کند؛ موضوعی که در شرایط حساس سیاسی و انتخاباتی برای کاخ سفید اهمیت ویژهای دارد. از همین رو برخی تحلیلگران معتقدند تهدیدهای مکرر واشنگتن بیش از آنکه قابلیت اجرایی داشته باشد، بخشی از جنگ روانی و تلاش برای افزایش فشار سیاسی بر ایران بوده است.

اسرائیل؛ متحدی که باخت
کارشناسان موافق و مخالف توافق ایران و آمریکا در صورت دستیابی به توافق میان تهران و واشنگتن، تلآویو خود را یکی از بازندگان اصلی این روند خواهد دانست؛ در سالهای گذشته دولت اسرائیل بارها خواستار اتخاذ سیاستهای سختگیرانهتر علیه ایران شده و همواره بر ضرورت افزایش فشارها تأکید کرده است.
اما اکنون برخی تحلیلگران معتقدند هرگونه توافقی که بدون تحقق اهداف مورد نظر اسرائیل انجام شود، به معنای شکست راهبردی تلآویو خواهد بود؛ از نگاه این تحلیلگران، اسرائیل انتظار داشت فشارهای آمریکا به تغییرات گسترده در سیاستهای ایران منجر شود، اما نتیجه نهایی فاصله زیادی با این انتظارات دارد.
همین مسئله سبب شده است برخی رسانههای غربی از افزایش شکاف میان واشنگتن و تلآویو در نحوه مواجهه با پرونده ایران سخن بگویند.

موضوع هستهای ایران؛ بلای جان ترامپ و رفقا
دولت ترامپ همچنان تلاش دارد موضوع برنامه هستهای ایران را به عنوان مهمترین دستاورد خود مطرح کند؛ کاخ سفید مدعی است اقداماتش مانع از دستیابی ایران به سلاح هستهای شده است. با این حال منتقدان این دیدگاه میگویند چنین ادعایی بیش از آنکه مبتنی بر واقعیتهای موجود باشد، کارکرد تبلیغاتی دارد.
آنها معتقدند برجستهسازی تهدید هستهای ایران میتواند ابزاری برای توجیه سیاستهای گذشته و همچنین پوشاندن ناکامیهای راهبردی آمریکا باشد؛ در واقع از نگاه منتقدان، دولت ترامپ تلاش میکند تمرکز افکار عمومی را از اهداف محققنشده به سمت موضوعی سوق دهد که قابلیت بیشتری برای اثرگذاری رسانهای دارد.

آزادسازی داراییهای تهران؛ خیلی دور خیلی نزدیک
بر اساس ادعاهای مطرحشده، بخشی از توافق احتمالی میتواند شامل آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای ایران باشد. حامیان این دیدگاه معتقدند دسترسی تهران به منابع مالی بلوکهشده میتواند ظرفیت اقتصادی جمهوری اسلامی ایران را افزایش دهد و امکان مدیریت بهتر فشارهای ناشی از تحریمها را فراهم کند.
از این منظر، هرگونه کاهش محدودیتهای مالی نه تنها یک دستاورد اقتصادی برای ایران محسوب میشود، بلکه میتواند نشانهای از عقبنشینی واشنگتن از برخی مواضع پیشین خود باشد. تقریبا همه کارشناسان و رسانههای دنیا بر این باورند که توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن نه نشانه پیروزی آمریکا، بلکه نماد ناکامی راهبردی آن تلقی میشود.

آمریکا پس از صرف هزینههای سنگین سیاسی، اقتصادی و نظامی نتوانسته به اهداف اصلی خود دست یابد؛ در حالی که ایران همچنان بخش مهمی از مؤلفههای قدرت خود را حفظ کرده است؛ مولفههایی مثل قدرت موشکی، حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی، دستاوردسازی در تنگه هرمز و موارد دیگر؛ از سوی دیگر، فشارهای داخلی آمریکا، نگرانی از گسترش جنگ و محدودیتهای سیاسی دولت ترامپ نیز موجب شده کاخ سفید بیش از گذشته به سمت راهحلهای دیپلماتیک حرکت کند.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
انتهای خبر/
حالا پرسش اصلی این است که آیا توافق احتمالی واقعاً نشانه یک پیروزی برای واشنگتن خواهد بود یا همانگونه که بیشتر منتقدان آمریکایی ادعا میکنند، سندی از عقبنشینی و پذیرش واقعیتهای جدید در برابر ایران؟ پاسخ به این پرسش شاید همین جمعه پیش رو و یا در ماههای آینده و با روشنتر شدن جزئیات توافق و پیامدهای آن مشخص شود.