حالت تاریک
  • دوشنبه, 1405/05/12 شمسی | 2026/08/03 میلادی

ترامپ دربرابر ایران به «سه راهی» مرگبار رسید

ترامپ دربرابر ایران به «سه راهی» مرگبار رسید

افسر سابق ارتش آمریکا و فارغ‌التحصیل وست‌پوینت، در یادداشتی برای دیلی کمرا هشدار داد که دونالد ترامپ در قبال ایران به بن‌بست راهبردی رسیده و گزینه‌هایش رو به اتمام است.

گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «صبح فردیس»؛  تام تامس، فارغ‌التحصیل آکادمی نظامی وست‌پوینت و افسر سابق ارتش آمریکا در یادداشتی برای دیلی کمرا به اتمام گزینه‌های ترامپ در قبال ایران اشاره کرد و به گمانه زنی درباره گزینه‌های احتمالی در تقابل آمریکا با ایران پرداخت و نوشت: دونالد ترامپ در قبال ایران به بن‌بست رسیده و گزینه‌هایش رو به اتمام است. او که پیش‌تر نیز در یادداشت‌هایش بار‌ها از فرآیند تصمیم‌گیری او ابراز بی‌اعتمادی کرده‌، حمله اولیه او به ایران را اقدامی کاملاً بی‌پروا و احمقانه دانست. اما تاکید کرد اکنون که کار به جنگ کشیده، واقعیت این است که ایران، با وجود تمام خسارت‌هایی که دیده، همچنان توانمندی نظامی قابل توجهی را در اختیار دارد.

به گفته این کارشناس، ایران حداقل در سه حوزه، قدرت خود را حفظ کرده است. نخست، موقعیت جغرافیایی اش به او اجازه می‌دهد که تنگه هرمز را با کمترین هزینه به مسیری مخاطره‌آمیز برای نفت‌کش‌ها تبدیل کند؛ به‌گونه‌ای که شرکت‌های بیمه حاضر به پوشش ریسک حمل و نقل نباشند. دوم، ایران همچنان توانایی ضربه زدن با موشک و پهپاد به متحدان آمریکا در منطقه را دارد و همین موضوع، همکاری آن متحدان را در صورت تشدید تنش محدود می‌کند. نکته جالب اینجاست که در اقتصاد جدید جنگ، هزینه شلیک یک موشک رهگیر برای ساقط کردن یک پهپاد، اغلب از خود پهپاد هم بیشتر تمام می‌شود. سوم، ایرانی‌ها تا حدودی می‌توانند مدعی برتری اخلاقی باشند؛ چرا که پیش‌تر برنامه ساخت بمب اتمی را کنار گذاشته و به برجام پایبند بودند و این اسرائیل و آمریکا هستند که نقش متجاوز را بازی می‌کنند. بسیاری از کشور‌های وابسته به نفت نیز واکنش چندانی به تحریم‌های نفتی نشان نمی‌دهند و مشخص نیست شور و حرارت اسلامی چه تأثیری در میدان نبرد یا سیاست خواهد داشت.

تامس در بخش دیگری از یادداشتش ادامه داد: ترامپ با خروج یک‌جانبه از برجام، بمباران تأسیسات هسته‌ای و ترور سران ایرانی در حین مذاکرات، چنان بدبینی عمیقی در تصمیم‌گیرندگان جدید ایران ایجاد کرده که آنها را هم مخالف مذاکره و هم فوق‌العاده بدبین به آمریکا ساخته است. گرچه محاصره اقتصادی به ایران آسیب زده، اما آنها می توانند این فشار را تحمل کنند؛ چراکه آمریکا در چشم آنها همچنان «شیطان بزرگ» است.

تامس در بخش دیگری از یادداشتش به فشار احزاب داخلی آمریکا بر اقدامات ترامپ پرداخت و نوشت: اما نکته کلیدی و محوری این است که آنچه تصمیمات ترامپ را هدایت می‌کند، هیچ‌کدام از اینها نیست؛ نه استقلال ایران، نه لابی‌گری نتانیاهو، نه تهدید بمب اتمی و نه توان موشکی و پهپادی. محرک اصلی ترامپ، سیاست داخلی آمریکا و به‌ویژه انتخابات میان‌دوره‌ای پیش‌روست. محاصره تنگه هرمز قیمت نفت و کود را در بازار‌های جهانی افزایش داده و حتی هواداران سرسخت شعار «آمریکا را دوباره بزرگ کن»(ماگا) را هم تحت فشار قرار داده است. حمایت از ترامپ در حال رنگ باختن است و ایران از یک مسئله حاشیه‌ای برای منحرف کردن افکار عمومی، به بحرانی تمام‌عیار تبدیل شده که برای جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای، اصلاً فال نیکی نیست. 

این کارشناس در ادامه گزینه های پیش روی ترامپ را بررسی کرد و نوشت: در چنین شرایطی، ترامپ تنها سه راه پیش رو دارد. اول اینکه با اعلام توافق‌های ساختگی، عقب‌نشینی‌های تاکتیکی و حملات محدود، وقت‌کشی کند تا نشان دهد قیمت نفت در بلندمدت بالا نمی‌رود و جنگ به سود آمریکا تمام می‌شود؛ راهبردی که تاکنون نه تنها بی‌اثر بوده، بلکه تأثیر سیاسی خود را نیز از دست داده است. دوم، اینکه با ایرانی‌ها به توافقی دست یابد که به ناچار باید بسیار پرامتیاز و به سود آنها باشد؛ درست مانند توافقش با طالبان در افغانستان. اما برای این کار باید اسرائیل را نیز مهار کند و هزینه سیاسی چنین توافقی در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای، برای او به شدت سنگین و غیرقابل قبول است. سوم، اینکه جنگ را به شکل گسترده‌ای تشدید کند. اما ترامپ نمی‌تواند ائتلاف بین‌المللی مانند جورج بوش پدر جمع کند و آمریکا و اسرائیل به تنهایی وارد عمل خواهند شد. در این مسیر، یا باید نیروی زمینی گسترده‌ای برای تصاحب خط ساحلی ایران اعزام کند (که حتی کنگره بی‌اراده امروز هم بعید است آن را تحمل کند) یا اینکه دست به استفاده از سلاح‌های هسته‌ای بزند(!)

یک رهبر عاقل احتمالاً راهبرد اول را تا پایان انتخابات پیش می‌گیرد و سپس سراغ راهبرد دوم می‌رود. به گمان من، حتی ترامپ نیز به اندازه کافی احمق و بی‌پروا نیست که از این مسیر منحرف شود. اما نباید فراموش کرد که پس از ماه نوامبر، دیگر هیچ حسابرسی در کار نخواهد بود و ایران نیز این حقیقت را به خوبی درک می‌کند.

منبع: دیلی کمرا(dailycamera)

انتهای خبر/

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از