حالت تاریک
  • جمعه, 1405/05/16 شمسی | 2026/08/07 میلادی

با این بازی‌ها آینده بچه‌ها را به‌بازی نگیریم!

با این بازی‌ها آینده بچه‌ها را به‌بازی نگیریم!

یک شکلات با طرح سیگار، چند کودک و چند ثانیه خنده؛ همه‌چیز در نگاه اول شبیه یک شوخی بی‌ضرر است. اما پرسشی جدی درباره مرز بازی، تربیت و مسئولیت بزرگ‌ترها در قبال کودکان پنهان شده است.

گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «صبح فردیس»؛ احتمالا شما هم این ویدئو از عباس کیارستمی را دیده‌اید ویدئویی از سیگار کشیدنش که رو به فیلمبردار می‌کند و می‌گوید «من یه زمانی نمی‌ذاشتم اصلا کسی با سیگار ازم عکس بگیره، آدم ذره ذره به بی‌آبرویی عادت می‌کنه» حالا بین همه فیلم و عکسهایی که از زیر انگشتمان روی صفحه رد می‌شود نگاهم به یک ویدئو می‌افتد که چند ثانیه بیشتر نیست. چند کودک دور هم ایستاده‌اند، شکلات‌هایی با ظاهر سیگار میان انگشتانشان گرفته‌اند و با همان ژستی که احتمالاً بارها از بزرگ‌ترها دیده‌اند، ادای سیگار کشیدن را درمی‌آورند. پشت دوربین هم خنده است؛ از آن خنده‌هایی که معمولاً مادرهای بلاگر با جمله «وای ببین چه خوب بلده!» سنجاقش می‌کنند. ویدئو هم مثل صدها ویدئوی دیگر، در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود؛ عده‌ای می‌خندند، عده‌ای انتقاد می‌کنند و چند روز بعد هم احتمالاً همه‌چیز فراموش می‌شود.

اما شاید ارزش این ویدئو نه در خودش، بلکه در علامت سوالی است که بالای سر ما درست می‌کند؛ اینکه مرز میان بازی و آموزش دقیقاً کجاست؟ اینکه چیزهای به ظاهر ساده از نظر ما بزرگترها برای گرفتن ویدئو و لایک برای خود کودکان هم این طور به نظر می‌آید؟ یا هر چیزی که بچه‌ها را سرگرم کند، برای آنها بی‌ضرر هم هست؟ اصلاً ما چقدر حواسمان هست که کودکان، از دل همین بازی‌های به ظاهر ساده، جهان اطرافشان را می‌شناسند؟

بازی‌هایی که فقط بازی نیستند!

این ویدئو یک فیلم از هزاران فیلم و رفتاری است که از شیوه اشتباه تربیت پدر و مادرها در فضای مجازی وایرال می‌شود و علاوه بر دور کردن بچه‌ها از دنیای بچگی‌شان خواسته یا ناخواسته کاری می‌کند تا آنها یک رفتار نادرست و غلط را به عنوان یک تصویر عادی در ذهنشان ثبت کنند؛ به عنوان نمونه برای یک بزرگسال، شکلاتی با طرح سیگار شاید فقط یک خوراکی بامزه یا حتی یادآور خاطرات دوران بچگی باشد؛ اما برای یک کودک معنای دیگری دارد؛ چون بچه‌ها دنیا را با همان عینکی که ما می‌بینیم نمی‌بینند. آنها نمی‌توانند مثل بزرگترها میان شوخی، نماد و واقعیت مرز بکشند. هر چیزی که وارد دنیای بازی آنها می‌شود، می‌تواند بخشی از فرآیند یادگیری‌شان باشد. برای همین رفته رفته شوخی ما با سیگار کشیدن تبدیل به یک واقعیت جدی می‌شود که کودک اول آن را تقلید، بعد تثبیت و یاد می‌گیرد.

شما شوخی می‌کنید اما بچه‌ها جدی می‌گیرند!

اگر بخواهیم به زبان علمی درباره‌اش حرف بزنیم احتمالا نظریه روانشناسی آلبرت بندورا به کارمان بیاید او در نظریه «یادگیری مشاهده‌ای» توضیح داده که کودکان بیشتر از اینکه با نصیحت بار بیایند، با دیدن و تقلید کردن یاد می‌گیرند چون آن‌ها فقط رفتار را تقلید نمی‌کنند؛ واکنش اطرافیان به آن رفتار را هم به خاطر می‌سپارند. اگر کاری با خنده، تشویق یا توجه همراه باشد، احتمال تکرار آن بیشتر می‌شود. از این زاویه، مسئله فقط یک شکلات شبیه سیگار نیست. مسئله این است که رفتاری که اساساً متعلق به دنیای بزرگسالان است، در قالب یک بازی شیرین و سرگرم‌کننده وارد دنیای کودک می‌شود. کودکی که هنوز معنای سیگار را نمی‌داند، ژستش را یاد می‌گیرد؛ همان‌طور که راه رفتن، حرف زدن یا حتی لحن صحبت کردن را از اطرافیانش یاد گرفته است.

وقتی قبح یک رفتار آرام‌آرام می‌ریزد

حالا همه این‌ها به این معنی نیست که لزوما هر کودکی که امروز با یک شکلات، ادای سیگار کشیدن را درمی‌آورد، فردا حتما سیگاری خواهد شد. چون اساسا تربیت، این‌قدرها که ما فکر می‌کنیم ساده نیست که بتوان برایش نسخه‌ای قطعی پیچید. اما نگرانی اصلی جای دیگری است؛ عادی شدن یک رفتار آسیب‌زا. خیلی از رفتارها، پیش از آنکه در عمل پذیرفته شوند، در ذهن عادی می‌شوند. وقتی کودک بارها یک رفتار را در قالب شوخی، بازی یا خنده می‌بیند، حساسیت اولیه‌اش نسبت به آن کمتر می‌شود. دیگر آن رفتار برایش غریبه نیست؛ بخشی از تصاویری است که از کودکی در ذهنش ذخیره شده است.

این فقط درباره سیگار نیست. هر رفتاری که بدون توجه به سن کودک، وارد بازی‌های او شود، می‌تواند همین مسیر را طی کند. مسئله، از بین رفتن مرز بین دنیای کودک و دنیای بزرگسال است؛ مرزی که اتفاقاً یکی از مهم‌ترین پایه‌های رشد سالم کودک به حساب می‌آید.

با این بازی‌ها آینده بچه‌ها را به بازی نگیریم!

وقتی لایک، جای مصلحت کودک را می‌گیرد

چیزی که این روزها درجه آسیب‌زا بودن این اتفاق را پررنگتر کرده وجود شبکه‌های اجتماعی و ولع بعضی از والدین برای گرفتن لایک و کامنت بیشتر در صفحه شبکه‌های اجتماعی‌شان است چون امروز تقریباً هر اتفاقی می‌تواند ظرف چند دقیقه به محتوایی برای شبکه‌های اجتماعی تبدیل شود؛ محتوایی که هرچه عجیب‌تر باشد، شانس بیشتری برای دیده شدن دارد. همین تغییر، آرام‌آرام روی سبک فرزندپروری هم اثر خودش را می‌گذارد. والدینی که نه از روی بدخواهی، بلکه از سر هیجان دیده شدن، فرزندشان را به سوژه تولید محتوا تبدیل می‌کنند. هرچه رفتار کودک متفاوت‌تر باشد، احتمال وایرال شدن بیشتر است و همین، گاهی مرز میان یک شوخی ساده و یک تصمیم نادرست تربیتی را از بین می‌برد. شاید بسیاری از این والدین هرگز قصد آسیب زدن به فرزندشان را نداشته باشند، اما سؤال اینجاست که اگر دوربینی در کار نبود، باز هم همان رفتار را از فرزند دلبندشان می‌خواستند؟ اگر پاسخ منفی باشد، یعنی دوربین، تصمیم تربیتی را تغییر داده است؛ تغییری که نباید ساده از کنار آن گذشت و این روزها پدیده غم‌انگیزی به نام «کودک کار فضای مجازی» را به بار آورده است؛ چون در چنین فضایی، بچه شما کم‌کم از یک عضو خانواده به بازیگر محتوایی تبدیل می‌شود که مخاطب اصلی‌اش بزرگسالان هستند.

بنابراین چیزی که در شبکه‌های اجتماعی ظرف چند روز فراموش می‌شود، ممکن است در ذهن یک کودک سال‌ها باقی بماند. مسئله، در نهایت، نه یک شکلات است و نه یک ویدئوی وایرال؛ مسئله، مسئولیتی است که بزرگ‌ترها در ساختن دنیای ذهنی کودکان بر عهده دارند؛ مسئولیتی که گاهی درست در همان لحظه‌ای شروع می‌شود که ساده‌انگارانه خیال می‌کنیم «ما فقط داریم بازی می‌کنیم.»

منبع: مهر

انتهای خبر/

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از